دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من در انتهای چشمهای تو احساس می شوم.... هروقت که می نویسی دوستت دارم......... ودرمیان قاب خالی چشمانت قدم میزنم ......در سکوت. من با همین دستهای خالی و لبان بسته روز و شب احساس می شوم............ حتی در سکوت در آن لحظه هایی که صدایی نیست........ تا مرابخواند دستانی نیست.... تا مرادر آغوش کشد چشمانی نیست............. تا مرا ببیند ویا بغضی که مرا همراه باشد من در آن لحظه ها.................فقط در آن لحظه هاست که احساس می شوم........ درست شبیه خدا./ سمیه حیدری (سرنا)/

1391/11/16 - 02:11 در دلتنگی...
1 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)