دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی مردم هیچ کس مرا نشُست.......... و کفنی بر تنم نکردند ..........

1391/11/18 - 02:32 در دلتنگی...
2 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

می خواهم خود را نابود کنم

می خواهم محو شوم

هیچ هم نباشم

من میتوانم

همه چیز برای یک پرواز آماده است

یک پرتگاه بلند

و در انتها فرود بر زمینی سراسر چمن

یا دریایی که صخره های تیزی دارد

ولی شاید این حق مادرم نباشد

که جسد دختر عزیزش را متلاشی تحویل بگیرد

یکی باید بلاخره بمیرد

من میکشم

من مرگ را میکشم


وقتی مردم

هیچ کس مرا نشُست

و کفنی بر تنم نکردند


حتی گوری نداشتم که در آن بیآرامم

کرم ها و حشرات به سراغم نیامدند

ولی من مرده بودم

13 سال و 7 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 50 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

باور کنید که مرده بودم

تنم یخ زده بود

داشتم بو می گرفتم

ولی کسی باور نمی کرد که من مرده باشم

کسی به من اجازه نمی داد که بمیرم

چاره ای نبود

از جا برخاستم

فریاد زدم آهای من مرده ام

همه خندیدند

گفتم ثابت می کنم

تیغ را برداشتم

شاهرگم را زدم

خون فواره زد

همه به سمتم دویدند

حالا باور کرده اند که من مرده ام

13 سال و 7 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 50 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)