دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تمام خاطراتت را جمع کردم در کیسه ایی گذاشتم و به پیر-مرد رفتگر دادم ...........نگاهی در کیسه-انداخت و گفت : دخترم جان این کیسه را من نمی برم خدا صبرت دهد ........درون خاطراتت بوی-خیانت و دوریی میآید این را بر سر-کوچه بگذار شاید همان حیوانات خیابانی برایش ارزش قائل باشند و گرنه بر جوی آب هم بیندازی آن را پس میدهد....

1391/11/18 - 14:32
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)