دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت / از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت / شاعر کنار جو گذر عمر دید و من / خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت / ... !

1391/11/23 - 00:43 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت
از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت

از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی
بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت

از اینکه با تمام پس انداز عمر خود
حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت

کم کم به سطح آینه برف می نشست
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت

دنبال کودکی که در آن سوی برف بود
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت

نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد
من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت

شاعر کنار جو گذر عمر دید و من
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت



سید مهدی نقبایی

13 سال و 7 ماه و 8 روز و 48 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)