دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند / آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند / نقطه ی "عشق" دل گوشه نشینان خون کرد / همچو آن خال که بر عارض جانانه زدند / ... !

1391/11/23 - 10:58 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر عفاف و ملکوت
با من راه نشین باده ی مستانه زدند


شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند

نقطه ی عشق دل گوشه نشینان خون کرد
همچو آن خال که بر عارض جانانه زدند

ما به صد خرمن پندار ز ره چون نرویم
چون ره آدم خاکی به یکی دانه زدند

آتش آن نیست که بر شعله ی او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند


کس چو «حافظ» نگشود از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

13 سال و 7 ماه و 7 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)