دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دست زاهد ز چه بوسیم که این دست تهی/ نه به چنگ و نه به تار و نه به پیمانه رسید..

1391/11/23 - 19:39 در اشعار فارسی
4 ديدگاه
فردایی دیگر

قصر امید مرا شعله به دندانه رسید
باز دست که به گیسوی تو جز شانه رسید؟

جان ز حسرت به لبم آمد و دل رفت ز دست
ای خوش آن لب که دمی بر لب جانانه رسید

شیخ می گفت که "فردوس به مستان ندهند"
گو به جنت نرسد هرکه به میخانه رسید

دست زاهد ز چه بوسیم که این دست تهی
نه به چنگ و نه به تار و نه به پیمانه رسید

گوهر مهر و وفا از دل ما باید جست
دولت داشتن گنج به ویرانه رسید

ماه من گفت شدم مست ز شعرت، چه عجب
امشبم گر به فلک نعره ی مستانه رسید

هیچ پروانه ندیده است ز نزدیکی شمع
آنچه از دوری تو بر من دیوانه رسید

او شبی سوخت، عمادت همه شب میسوزد
بی جهت شهرت این کار به پروانه رسید!

عمادالدین حسنی برقعی*عماد خراسانی*

13 سال و 7 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبل
باران بهاری

آفرین بر سخن دلکش و عمق سخنش

ممنون دوست من ... عالیه ...

13 سال و 7 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 6 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)