دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برکَن که رنج بی‌شمار آرد...

1391/11/25 - 19:01 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

هـــــــــــــــــــــــزار چهره و هر چهره نیز پشت نقابی...

گِلی سیاه،که از آدمی گرفته لعابی

نجیب صورتکی،بر سوال خود زده،تا من،به مهرورزی او،وا کنم زبان به جوابی


ستاره پوشی این پرده را به خشم نگیری! ،

که مرحمی نشناسم،به جز مُسکّن خوابی...

به خواب میزنم این چشمهای حادثه جو را

تمام میشود آیا،چو بسته گشت کتابی؟!

ز پشت پرده چراغی گذشت... باورم این است

اگر چه باز مشامم شنید،داغ شهابی...

سپیده میزند و تشنه ام

ولی عطشم را در این نفس

نسپارم

به وعده های سرابی...!

"محمد علی بهمنی"

13 سال و 7 ماه و 6 روز و 5 ساعت و 49 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)