دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو همانی ...

1391/11/26 - 14:43 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد،
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می مانَد
هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را

مثل آن خواب، بعید است ببیند دیگر،
هر که تعریف کند خواب خوشآیندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو،
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست، اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید-
بفرستند رفیقان به تو این بندش را:

«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را »

کاظم بهمنی

13 سال و 7 ماه و 5 روز و 9 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)