چند ماهی می شد که بیکار شده بود ولی برای اینکه خوانوادش متوجه نشن هر روز صبح طبق روال معمول از خونه میزد بیرون ولی میرفت دنبال کار میگشت... وزیر کارم که خودش بیکار شده بود... خدایا جز تو کسی رو ندارم پس کمکم کن... پس اندازشونم تموم شده بود و دیگه شبا خوابش نمی برد چون صورت معصوم بچه هاش میومد جلو چشمش... دیگه تصمیم خودشو گرفت و به زنش همه چی رو گفت... یه خط جدید خرید... چند روز بعد با کلی غذا و میوه و شیرینی اومد خونه... همه خوشحال بودن... یکی از بچه هاش گفت راستی بابا چند روز پیش یه آگهی فروش کلیه دیدم نوشته بود فقط 3 میلیون، باید خدا رو شکر کرد که ما اینجوری نیستیم چون واقعا سخته... مادر سرش پایین بود و اشک امونش نمی داد...... خدا هیچ پدری رو شرمنده زن و بچش نکنه چون خیلی سخته... خیلی برام سخت بود این متنو بنویسم ولی چیزیه که واقعیته زندگی روزمره ما شده!!! چرا؟!!!!!!..........
یعنی کپی پیست نبود!
13 سال و 6 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبلنهههههههههه
13 سال و 6 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 6 دقيقه قبلبعله صب کن لینکشو پیدا کنم برات بفرستم
13 سال و 6 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبلتومسئول کپی پیسته منی؟؟؟؟؟؟؟؟عایاااااااااااااااااا
13 سال و 6 ماه و 30 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبلخخخخخخخخخخخ دیدی لو رفتی

13 سال و 6 ماه و 30 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلخوشم اومد خب زود اعتراف میکنی عایا
venom
13 سال و 6 ماه و 30 روز و 6 ساعت و 21 دقيقه قبلچی؟
13 سال و 6 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل