دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چو بستي در بروي من به کوي صبر رو کردم چو درمانم نبخشيدي به درد خويش خو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم خيالت ساده دل تر بود و با ما از تو يک رو تر من اينها هر دو با آئينه دل روبرو کردم فشردم باهمه مستي به دل سنگ صبوري را زحال گريه? پنهان حکايت با سبو کردم فرود آ اي عزيز دل که من از نقش غير تو سراي ديده با اشک ندامت شست و شو کردم صفائي بود ديشب با خيالت خلوت ما را ولي من باز پنهاني ترا هم آرزو کردم ملول از ناله? بلبل مباش اي باغبان رفتم حلالم کن اگر وقتي گلي در غنچه بو کردم تو با اغيار پيش چشم من مي در سبو کردي من از بيم شماتت گريه پنهان در گلو کردم حراج عشق وتاراج جواني وحشت پيري در اين هنگامه من کاري که کردم ياد او کردم ازين پس شهريارا ما و از مردم رميدنها که من پيوند خاطر با غزالي مشک مو کردم

1391/12/03 - 16:48
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)