hani
دلم تنگ شده، برای عکس هایی که پاره کردم و سوزاندمشان. برای دفتر خاطراتم که مدت هاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم. حتی برای آدم های حسودی که دور و برم می چرخیدند و خیلی دیر شناختمشان...! برای بی خیالی و آرامشی که مدت هاست دیگر ندارمش. برای کسی که این روزها عجیب نبودنش را حس می کنم، خنده هایی که دارم فراموششان می کنم و برای خودم، که حالا دیگر خیلی عوض شده ام
hani
درد دارد وقتی ... من عاشقانه هایم را می نویسم ... دیگران یادِ عشقشان می افتند... ... اما تو بی خیالی
hani
هیچکس از ارتفاع نمی ترسد ... همه از سقوط می ترسند هیچکس از بازی نمی ترسد ... همه از باخت می ترسند هیچکس از تاریکی نمی ترسد ... همه از آنچه که در آن است می ترسند هیچکس از جمله ی " من دوستت دارم " نمی ترسد ... همه از واکنش به این جمله می ترسند
hani
دیگر به هوای هیچ مردی سر به بیابان نمی گذارد .................! ساده ای لیلی جان…!؟ ..............اینجا مردها با یک کلیک روزی هزار بار عاشق می شوند…!!
hani
حالا که همه امشب رفتن تو عاشقانه پس منهم پایه ام::::::::: خیانت است یا عدالت؟؟؟؟؟ می نویسد: دوستتــــــــــــــــ دارم… وبرای دو نفر می فرستد….
hani
نفس می کشم نبودنت را ......نیستی......... هوای بوی تنت را کرده ام .........می دانی پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است....... تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد............. تو نیستی و من چتر می خواهم ... هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده... خودم را به هزار راه میزنم به هزار کوچه به هزار در نکند یاد آغوشت بیفتم ...
hani
انان مه بودنت را قدر نمي دانند .....رفتنت را نامردي مي خوانند
hani
پراید خوبم، انژکتورت را قربان، ای لاستیکت تو حلقم، ای فدای برجستگی صندوق عقب تو، ای دور رینگت بگردم، فکر میکردی یک زمان به مدد تلاش شبانه روزی مسوولان 18 میلیون تومان بشوی؟! ماشالا چقدم نازی...
hani
خداکنه هیچوقت " هست " های کسی نشه " بود " ...
hani
اشتباه من املایی بود ٫ من فقط او را همدرد نوشتم ٫ گویا او هم ٫ درد بود ...
hani
چو بستي در بروي من به کوي صبر رو کردم چو درمانم نبخشيدي به درد خويش خو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم خيالت ساده دل تر بود و با ما از تو يک رو تر من اينها هر دو با آئينه دل روبرو کردم فشردم باهمه مستي به دل سنگ صبوري را زحال گريه? پنهان حکايت با سبو کردم فرود آ اي عزيز دل که من از نقش غير تو سراي ديده با اشک ندامت شست و شو کردم صفائي بود ديشب با خيالت خلوت ما را ولي من باز پنهاني ترا هم آرزو کردم ملول از ناله? بلبل مباش اي باغبان رفتم حلالم کن اگر وقتي گلي در غنچه بو کردم تو با اغيار پيش چشم من مي در سبو کردي من از بيم شماتت گريه پنهان در گلو کردم حراج عشق وتاراج جواني وحشت پيري در اين هنگامه من کاري که کردم ياد او کردم ازين پس شهريارا ما و از مردم رميدنها که من پيوند خاطر با غزالي مشک مو کردم
hani
مصارف جعبه یک بار مصرف پنیر ۱- خود پنیر ۲- قالب یخ ۳- جا قرصی ۴- جامدادی ۵- جا ادویه ۶- پیمونه برنج ۷- نگهداری رب ۸- نگهداری پیاز داغ ۹- جا صابونی ۱۰- کاسه حمام ۱۱- تفاله گیر ظرف شویی ۱۲- تحویل به بازیافت ۱۳- افسوس خوردن که: حیف بود هنوز میشد ازش استفاده کرد