دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نوشتم و خدا شرمسار شد ... امشب خسته تر از همیشه ام … دلم ، روحم ، جسمم ، افکارم …. همه سخته اند … کاش میشد یک جایی بنویسم : خدایا !‌ خیلی خسته ام … فردا صبح مرا یدار نکن … با تو نیستم ، به خودت نگیر ، اصلا تو یکی نخوان … دارم با خودم زمزمه می کنم ، با خودم حرف می زنم … البته تا آنجایی که ذهنم یاری می‌کند تو هیچ وقت نه گوش کرده ای ! نه خوانده ای … فقط خواسته ای … آن هم چیزی را که دلت خواسته … به قول قدیمی ها چیزی که مصلحت دانسته ای … یک بار ! فقط یک بار شد خواسته ء ما را بشنویسی و همان را مصلحت ما قرار بدهی ؟ به خودت قسم زورم می آید که هر روز و هر روز و هر روز به هر که رسیدم گفتم خدا بزرگ است ، الرحم الراحمین است ، مهربان است ، هوای مخلوقش را دارد ! کو ؟ ما که چیزی ندیدیم ؟؟؟ جز تقدیری که گفتند برای ما نوشته ای و حکمتی که فقط خودت میدانی و بس …

1391/12/04 - 01:34 در درد و دل با خدا
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)