دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حیغ هایی که گلو رو پاره میکنه...اشکایی که صورتمو میسوزونه.....ناحن هایی که از بس کشیدم رو صورتم شکسته همه....زانوهایی که از شدت ترس تا میشدن..پای اسیب دیده.... همه اینا دلیلی نمشه ؟؟دلیل نمشه که از دختر بودنم متنفر باشم؟؟؟؟@mohammad-h

1391/12/05 - 18:49 در روزنوشت
10 ديدگاه
سعید

فراموش کردن این اتفاقات سخته اما چه میشه کرد اتفاقه
امیدوارم یه حاله اساسی ازشون گرفته شه

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 28 دقيقه قبل
mohammad-h

هیییییییییییییییی چی بگم آبجی...مشکل از جامعه ماست نه دختر یا پسر بودن ما....الان بهتری؟؟؟

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 25 دقيقه قبل
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀

نه اصلا خوب نیستم... .

فقط امیدوارم بمیرم که یادم بره....

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 22 دقيقه قبل
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀

دوسدارم فقط بمیرم...

از دختربودنم ازضعیف بودنم متنفرم... .

نمیدونم فقط خدا بهم رحم کرد که تونستم دَر برم.

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 12 دقيقه قبل
سعید

خدانکنه بمیرین.اتفاق واسه همه میفته حالا برای شما اینطوری بوده.خوتون زیاد ناراحت نکنین.مگه دخترا ضعیفن که شما از دختر بودت متنفری

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبل
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀

اگر ضعیف نبودم دوتا عوضیه بی سروپا بخودشون اجازه نمیدادن اینطور کنن.

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 3 ساعت و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)