دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آمد و شوری به دل پا کرد و رفت مهر خود را در دلم جا کرد و رفت آمد و طــــــوفان نوح برپا نـــــمود جان بی جان مـــرا از کف ربــــود آمد و رسوای شـهرم کـرد و رفت آمـد و بی آبـــرویم کــــــرد و رفت رفت و ایــن وابستگی ها را ندید آن همه دیوانگی هــــــــا را ندید رفت و تنهایی مـــن را تازه کـــرد نامه هایم را نخوانده پاره کــــــرد رفت و دیگر پرسش از حالم نکرد پرسش از حال و دل زارم نکــــرد رفت و باور کردم او یک سایه بود آن خـیال عاشقی افسانه بـــــود

1391/12/06 - 09:46 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)