دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سخن ِ تلخ از تو شیرین است ...

1391/12/06 - 11:17 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

شاد کن جان من، که غمگین است

رحم کن بر دلم، که مسکین است


روز اول که دیدمش گفتم:

آنکه روزم سیه کند این است


روی بنمای، تا نظاره کنم

کآرزوی من از جهان این است


دل بیچاره را به وصل دمی

شادمان کن، که بی‌تو غمگین است


بی‌رُخت دین من همه کفر است

با رُخت کفر من همه دین است


گه گهی یاد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است


دل به تو دادم و ندانستم

که تو را کبر و ناز چندین است


بنوازی و پس بیازاری

آخر، ای دوست این چه آیین است؟


کینه بگذار و دلنوازی کن

که عراقی نه در خور کین است

13 سال و 6 ماه و 26 روز و 2 ساعت و 4 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)