دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز وسط کلاس استاد داش درس میداد ... یه پسته از عید پارسال تو کیفم بود ... تصادفی دیدمش همون موقه ... چشمتون روز بد نبینه ... اینو برداشتم شکوندم تا صداش پخش شد همه بر گشتن سمت من ... دیدم اوضاع امن نیست یواش از رو صندلی بلند شدم ... دیدم همه بلند شدن ... یهو فرار کردم ... همه دنبال من وسط دانشگاه .... اصن یه وضعی ...استادمون میخواست منو گروگان بگیره درخواست پول کنه از خانوادم ...

1391/12/07 - 21:19
9 ديدگاه
aynor

خوش بحالتــــــــــــــــــــــــــــ مایه دار

13 سال و 6 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبل
Erm!a

[!] مایه دار چیه ... پسته مال عید سال قبل بودااا
از سری خاطرات ارمیا و پسته سحر آمیز

13 سال و 6 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 26 دقيقه قبل
aynor

خو ما همونم نداریم : (
ارمیــــــــــا کـاش نگه میداشتیش .. عتیقه بودا : |

13 سال و 6 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 19 دقيقه قبل
Erm!a

نگهش داشتم ... نشد بخورم دیگه ... تا شکستمش همه افتادن دنبالم منم انداختمش تو جیبم و فرار کردم

13 سال و 6 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبل
√∂ᗩḓᖇ!η

بچه های دانشگاه ارمیا اینا و ارمیا
{حیف شد وگرنه یه مدت از دست نفس راحت میکشیدیم}

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 18 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)