دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سهراب در شعرگفت : چشمها را باید شست جور دیگر باید دید ، اما در عمل دست شست و رفت ! چگونه میشود تعبیر کرد شعرشاملو را وقتی گفت : دهانت را می بویند مبادا .... ؟

1391/12/09 - 15:34
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

مادرم تنهاست !

تنهاتر از روزهایی که دور سرش می چرخیدم

و داد میزد : سرم گیج رفت ، بسه دیگه !



باید دوباره بروم پیش او

و دوباره سرم را بگذارم روی پاهایش

و التماس کنم برایم قصه بگه .

دوباره بچه ای باشم که داستان ملک محمد و سیمرغ را

که به هیبت خدا بودند در رویا

برایم بگوید .

نباید مثل سابق خوابم ببرد .

باید انگشت کوچیکه ی دستم را ببرم

و روی زخمش نمک بپاشم

که آخرش بفهمم

آخرین دیوی که هنوز از خواب هایم رخت برنبسته است

کابوس آن ،

کیست ؟!!

باید راز سنگ صبوری راکه نمیدانم

آخر هر داستان

از غصه و غم می ترکید

یا نمی ترکید

از او بپرسم ................



مادرم ، چون من تنهاست !

اینروزها ...

13 سال و 6 ماه و 24 روز و 22 ساعت و 31 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)