دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرمود : ننویسم ! قلم را بوسیدم گذاشتم کنار !! اما نتوانستم اشک دیده ام را مخفی کنم بغضم ترکید . از آسمان دلگیردلتنگی ام به جان آمد گفت : بنویسم ! گفتم : چشم ... بازهم بغضم ترکید برداشتم و دوباره بوسیدم او را .

1391/12/10 - 15:38
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

فت: این چه وضعشعه ؟ وقتی نمیتوانی به گلها برسی نگهشان ندار

گفتم : چکارکنم ؟ آب میدم بهشان ...

گفت : فقط آب ؟ نه ! با آب نمیشه فقط . باید نازشون را هم بکشی

گفتم : چطورمیشه ناز گلها را کشید؟

لحضه ای بعد گلدان و گل توی هوا بودند ...

تکه شکسته گلدان سر گل را از ساقه جدا کرده بود .

13 سال و 6 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)