یکی هست، تو قلبم، که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه///نمی خوام بدونه واسه اونه که قلب من اینهمه بی تابه///یه کاغذ، یه خودکار، دوباره شده همدم این دل دیوونه///یه نامه، که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه///یه روز همین جا توی اتاقم یدفعه گفت، داره میره///چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره///گریه می کردم درو که می بست، می دونستم که می میمرم///اون عزیزم بود، نمی تونستم جلوی راهشو بگیرم///میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم، بمیرم تنها///خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا///سکوته اتاقو داره میشکنه تیک تاک ساعته رو دیوار///دوباره نمی خوام بشه باور من که دیگه نمی یاد انگار . . .
1391/12/10 - 21:04 توسط موبایل
اخخخخخخخ جیگرم
13 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 30 دقيقه قبل
هعی روزگار 
13 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایلدادا بد نگرانتما رگ مگ خودتو نزنی
13 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبلن هنوز ب اون مرحله نرسیم اون غول مرحله آخر
13 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبل توسط موبایلدادا این تویی رو که ما دید زدیم بیخ و بن هر چی غوله اخره دراوردی!!!!
13 سال و 8 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبل