دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خداوندا مگر ان روز که نخستم که حوایی کرده ام از ان دیارم رمیده بوده ام ؟... همان روز که تو هنوز سرکوب طغیانش در هر متون دینی ات بر من میزنی .. نمیدانم ان طغیان نخستم از روی خستگی بود یا دلزدگی .. اما اگر با چیدن یک میوه ممنوعهِ ی تو ,من رانده یِ ان مکان شدم برای رهایی از این جا هم , میشود بار دیگر حوایی کنم ؟

1391/12/12 - 11:22 در شب نامه
9 ديدگاه
فردایی دیگر

سه‌شنبه 20 دی 1390 ساعت: 19:39

چند خط ابتدایی یکی از نوشته های من با عنوان میوه ممنوعه.

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 35 دقيقه قبل
* باران بهاری

خوااااااااهش عزیز . حرفی که از دل بیاد به دل میشینه موفق

باشییییییییییی

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 28 دقيقه قبل
مانی

سلام دوست خوبم فردایی دیگر

پست اولتون رو دیدگاهش رو بسته بودین نشد سلام کنم

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 23 دقيقه قبل
فردایی دیگر

سلام اقای مانی .خوب هستید ؟
متشکرم از لطفتون..توی پست خودتون که دیدگاه گذاشته بودم

پست اول رو بستم چون نمیخاستم در اون مورد با کاربرهای عزیز دنبالر بحث کنم..
اون یک موضوع خاصه ..منظورم نقد بوف کوره ..مجبور شدم ببندمش..

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 20 دقيقه قبل
مانی

ممنونم ای خووووووووووووب

چون میگذرد غمی نیست

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبل
فردایی دیگر

چون میگذرد غمی نیست..اری
خوووب هم که شمایین دوستم..

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)