دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند روز پیش 2 شب رفتم آشپزخونه آب بخورم آب که خوردم اومدم بر گردم برم احساس کردم یه چیز خیلی نرمی بین انگشتای پامه بعد خیلی طبیعی پامو ورداشتم دیدم آشغاله یه اشغال بزرگ ! اومدم پایین تر دیدم ااا یدونه از این سوسک بزرگا هست با شاخکاش داشت بهم میخندید . وایی انقد اوق زدم خوب شد نترکید . سم بهش زدم مرد بعد کلی ناراحت شدم .

1391/12/12 - 14:20
20 ديدگاه
حمیده

خوب شد مرد. ایشالله نسلشون منقرض شه.

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبل
علیرضا

حمیده من عذاب وجدان میگیرم میکشمشون .

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 40 دقيقه قبل
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•


من جات بودم یا خونه رو هوا بود یا خیلی تمیز سکته کرده بودم

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 36 دقيقه قبل
حمیده

من که نمیتونم بکشمشون ولی وقتی میبینم یکشون میمیره از خوشحالی به مرز سکته میرسم.

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل
علیرضا

حمیده نه من کلا از جفتش خوشم نمیاد .

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 30 دقيقه قبل
حمیده

این قدر از سوسک نگین. من همش فکر میکنم سوسک داره از این ور اتاق میره اونور.

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 24 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)