جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ *°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!

13 سال و 6 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 24 دقيقه قبلیادش بخیر


13 سال و 6 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبلچقدر همون روز خوش گذشت و خوراکی خوردم
اینقدر خورده بودم که دکمه های مانتوم داشت پاره میشد و میخواستم بالا بیارم
یادش بخیر
ما هم از این خاطره ها داشتیم ...
هندونه ها رو دست شسته بودی خوب بود/میشد 


13 سال و 6 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبلحالا کجاس ؟ بجنورد ؟ یا ...
e وا وزق چکار میکنه اونجا
وای وای 
13 سال و 6 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبلنه وحید هوا خیلی گرم بود دیگه مجبور شودم پاهای موبارکمو ...

13 سال و 6 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 52 دقيقه قبلاره یه باغ تو جاده رو به روی باباامان
اها گرم بود ...اره


13 سال و 6 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبلاوه بابا امان خیلی قشنگه
ولی بش قارداش قشنگ تره

13 سال و 6 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 35 دقيقه قبلمن خودم باباامانو بیشتر دوس دارم
بش قراداش هم خوبه


13 سال و 6 ماه و 20 روز و 13 ساعت و 53 دقيقه قبلولی بابا امون بهتره البته هر دوتاش عالیه
هندونه ها دارن گریه میکنن .

13 سال و 6 ماه و 20 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبلوایی منم چند سال پیش رفتم رودخونه یه عالمه ازین بچه قورباقه های کوچیک که گرد و سیاه هستن گرفتم آوردم خونه بعضیاشون بزرگ شدن یکمی ولی مردن .
نخیرم گریه نمیکنن

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبلمن که مامانم نذاشت بیارمش خونه. شب همون روز رفتیم بش قارداش مامانم مجبورم کرد اونجا ولش کنم بعد منم شکست عخشی خوردم ساعت 1.5 نصف شب شوهر خالمو مجبور کردم واسم بادکنک صولتی خرید
امم خب چمیدونم .

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبلخب اینکه نتونستی قورباقه رو با خودت ببری خونه خوب نیست اما ارتباط شوهر خالتو با داستان قورباقه و ارتباطش با بادکنک صورتی رو نمیفهمم .
چون شکست عخشی قورباغه ای خوردم تصمیم گرفتم بادکنک بخرم
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلیه ارتباط که تونستم بین قورباقه و بادکنک پیدا کنم اینه که جفتشون باد میشن . اما رنگشون که ربطی نداره .
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلنه بادکنک خیلی دوس دارم مخصوصا صولتی
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 21 دقيقه قبلصولتی رو میدونستم بادکنک رو نه . همینجور قورباقه .
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبلقورباغه که زیاد دوس ندارم ولی بادکنک خیلی دوس دارم. از بچگی عاشق ادامس و بادکنک بودم

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 9 دقيقه قبلمن از بچه گی یادم نمیاد عاشق چی بودم ولی وال آبی با دایناسور خیلی دوست داشتم .
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلمن یه عروسک دایناسور دارم چند سال پیش از تو لپ لپ درومد
چند تا تیکه ریزه بهم میچسبونی میشه دایناسور
خیلی دوسش دارم
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبل
من هیچکدومشونو ندارم .
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 18 روز و 23 ساعت و 17 دقيقه قبل