دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من .... ساکن یک دهکده ام!! یک پرنده گاهی از امتداد رودخانه ای در مجاورت کلبه من عبور میکند ونوید طلوع میدهد با اقامه ملودینش

1391/12/13 - 20:10 در تنهایی من
1 ديدگاه
Habib Najafi

و اکثر روزهای دهکده ی من آفتابیست ...
از طوفان خبری نیست ...
اگر هم باران ببارد حتماً همراش رنگین کمانی تشکیل خواهد شد...
اگر روضه خوانی باشد و روضه خوانی بلبلانند روضه خوان و روضه از شادی ....
و با ترانه ای که روح خواب آلودت را در بامداد شستشو میدهد
در دهکده ی من نه از موساد خبریست نه لانه ای سیاه از سیا(CIA) گشته
چون لات هایش هم پناهنده اند ...
در جیب غریبه ها نه خبری از چاقوست نه باتوم
در عوض در دست راستشان چراغیست ..
چراغی که اگر راهی را روشن نکرد لااقل روشنگر راه خودشان باشد ....
نه کسی کسی را به سخره نمی گیرد
کسی کسی را نفرین نمیکند
کسی به کسی ظلم نمیکند .
در دهکده ی من کسی را چب چپ چپ نگاه نمی کنند ..
اینجا همه عظیمند همه قادرند .
اینجا ابرها می رقصند
ابرها میرقصند
ابریها هم میرقصن
کسی قدرت مطلق نیست و حسادت ریشه اش در سرسبزی چمن های اطراف دهکده سوزانده شده است
اینجا سالخوردگان دلخورده نمی شوند
چون عصایشان در خانه یافت می شود نه در ساختمانی که دورش جلدی از نرده باشد
شادابی از این که سکه هاو درهم ها عاملین به هم پیوستنند
اما به شکل سنگهایی که مسیر خانه ها را زینت دهند
نه مرتبه اهالی بالا نشین را
در دهکده من زمین را شخم میزنند
نه برای کشف نفت بیشتر از جلد آن و جنگی پیشتر تا قبل برداشت آن
بلکه برای کاشت دانه های که نهالش سایبان و شاخه اش دست در آغوش کشننده کودکان گردد
در دهکده ما قبرستانی وجود دارد که بدی ها را در آن دفن میکنند
و چون خوبی دفنش ناممکن است
میدمند در جسم اهالی ده تا تهمتن گردند
دهکده من زیاد دور نیست


تنها و تنها جای شما خالیست

13 سال و 6 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)