دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم ...

1391/12/13 - 20:56 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

نگفتمت مرو آن جا، که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه ی حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده ی رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که تو را رهزنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند
که گم کنی که سرچشمه ی صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دانک راه خانه کجاست
وگر خداصفتی دانک کدخدات منم

مولوی /دیوان شمس

13 سال و 6 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)