دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@فردایی دیگر سيم هر ساز از ثريا تا زمين . خيزد از هر پرده آوازي حزين . هر كه با آواز اين ساز آشنا، مي كند در جويبار جان شنا !..

1391/12/15 - 20:39
13 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تنها

غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم

دیدم که هنوز عاشقم آه

فریدون مشیری

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 23 ساعت و 6 دقيقه قبل
فردایی دیگر

در اين گذرگاه

بگذار خود را گم كنم در عشق

بگذار از ره بگذرم با دوست، با دوست

ای همه مردم! در این جهان به چه کارید ؟..

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 58 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبل
فردایی دیگر

بنشین ٬ مرو ٬ که در دل شب ٬ در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش
یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست..

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبل
فردایی دیگر

من ٬ در آن لحظه ٬ که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد
رقص شیطانی خواهش را

در آتش سبز!
نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم..________________

کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو ٬ تا عمق وجودم جاری ست.

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

جای مهتاب به تاریکی شب‌ها تو بتاب
من فدای تو، به جای همه گل‌ها تو بخند.
اینک این من که به پای تو درافتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز،
تو بگیر،
تو ببند!

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبل
فردایی دیگر

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود..

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

پر کن پیاله را
کاین آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها که در پی هم میشود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل
فردایی دیگر

پر کن پیاله را
کاین اب اتشین ..
دیریست ره به حال خرابم نمیبرد ...
هیچ میدونید این قطعه رو با صدای لرزان دلم خوندم...؟

با این همه تلاش و تمنا و تشنگی

با این که ناله می کنم از دل که :

آب......... آب..........!

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد

پر کن پیاله را ! .

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 44 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

در همه عالم كسي به ياد ندارد

نغمه سرايي كه يك ترانه بخواند

تنها با يك ترانه در همه ي عمر

نامش اينگونه جاودانه بماند

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 38 دقيقه قبل
فردایی دیگر

سلام.
بابت همراهی شعری دیشب یه دنیا ممنونم سکوت پر از فریاد زنده گی ...
واقعا دلم میخاست با کسی شعر بخونم...و شما بی انکه بخوام همراهی کردید ..
درود و سپاس بی نهایت دوست خوبم

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)