دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ماهیمون هی میخواست ی ِ چیزی بهم بِگه ، تا دهنوش وا میکَرد آب میرفت تو دهنش ! نمیتونست بگه ، دست کردم تو آکواریوم دَرش آوردم ، شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پَریدن ، دِلم نیومد دوباره بِندازَمش اون تو ، اِنقدر بالا پایین پَرید ک ِ خَسته شُدو خوابید .... دیدم بهترین موقع ِ تا خواب ِ بندازمش تو آب ، وَلی الان چَند ساعته بیدار نشده ، یعنی فکر کنم بیدار شده وَلی چون دیده اَنداختمش توی آب قهر کَرده خودشو زشده ب خواب ، ...

1391/12/17 - 11:58 در دوره
1 ديدگاه
فــرشــیـد

این داستان ِ رَفتار بعضی از آدمای دورو وَرِمونه
دوسشون داریم و َ دوسمون دارن (:
وَلی...مارو نمیفَهمن و فقط توی دُنیای ِ خودشون دارَن با ما بهترین رَفتار رو میکسنن ... (:

13 سال و 6 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)