دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسر سیزده چهارده ساله‌اش را می‌بیند، باز نشسته پای کامپیوتر و دارد از این بازی‌های اینترنتی می‌کند که توش درس می‌خوانند و ماشین و خانه می‌خرند و خلاصه یکی یکی پله‌های ترقی را طی می‌کنند. به‌ش می‌گوید: «سام‌ جان، تو که این همه زحمت می‌کشی، یه زن هم واسه خودت بگیر پسرم.» چند وقت بعد سام به پدرش می‌گوید: «خیال می‌کردم، ازدواج خیلی خرج داره. طلاق که گرون‌تره بابا.»

1391/12/18 - 11:53 در ناصر غیاثی
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)