دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زير لب مي گفت : دوستش داشتم .

1391/12/25 - 00:24 در یک فنجان کتاب گرم
1 ديدگاه
الهه

مردي كه همسرش را دفن مي كرد سر مزارش با چشم هاي اشكبار كنار روحاني ايستاد .
زير لب مي گفت : دوستش داشتم .
روحاني سرش را تكان مي داد .
" يعني ... واقعا دوستش داشتم . "
مرد يك مرتبه زد زير گريه .
"اما ... فقط يك بار آن را به او گفتم . "

ذره اي ايمان داشته باش - ميچ آلبوم



عکس: نویسنده

13 سال و 6 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 1 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)