دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1391/12/26 - 14:54 در اشعار فارسی
3 ديدگاه
باران بهاری

چمدانی که از سفر برگشت، چمدانی که عازم سفر است
گاه یک زندگی‌ست یک چمدان، زندگی گاه دست باربر است

زندگی که در ایستگاه گذشت، عمر مثل قطار رفت و نماند
بعضی از ما چه دیر می‌فهمیم عشق “یک لحظه کاش زودتر” است

عشق شکل تصادفی ساده: به نظر آشنا می‌آید یا
چشمهایش شبیه یک نفر است… چشمهایش شبیه یک نفر است…

نقطه‌ی اشتراک غمگینی ست وسط ایستگاه و ما، چمدان:
چمدان تو از سفر برگشت، چمدان من عازم سفر است


مژگان عباسلو

13 سال و 6 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)