دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باید دور ایستاد . . . از دور خودت را کنی و دنیایت را . . . و حالت را . . . بعضی را هم باید از دور دوست داشت . . . اصلا بعضی از آدم ها را باید با فاصله کنی تا . . . باید بگذاری شان یک جای و بعد فاصله بگیری تا بتوانی ببینی . . . ببینی آنکه دوستش داشتی چه شکلی است؟ ،قیافه اش . . . وقتی خیلی باشی نمی بینی اش . . . این گاهی است و گاهی . . . برای همین است که حالا از این دور بودنم . . . فرصت خوبی ست برای 3دیدن و . . . گاهی باید را ول کنی و بروی کمی عقب تر بایستی . . . خوب براندازش کنی و ببینی چه آدمی را آورده بودی توی . . . اما گاهی دور بمانی . . . از دور فقط دوستش داشته باشی . . . از دور دلت برای ضعف برود . . . همان جور از دور باشی و . . . و یک روز برای تعریف کنی که یک روزی یک کسی بوده که تو خیلی . . .

1392/01/03 - 23:57
3 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

. . . من عاشق یکی از دیالوگای فیلم the lake houseهستم.اونجایی که مادره به دخترش میگه منم قبل از پدرت یه پسری رو خیلی دوست داشتم.دختره ازش میپرسه چرا باهاش ازدواج نکردی؟؟!! . . .

13 سال و 5 ماه و 30 روز و 1 ساعت و 59 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)