دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اتاق ، چراغ هاي بي كليد ، ساعتي كه شن هايش را در منقار ناپيداي كلاغ مي ريزد ... پيش از اين بايد تكليفم را روشن مي كردم با كبريت هاي بي خطر ...

1392/01/08 - 20:54
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

صفحه ی کاغذ
پر از تاول سال های بی لغت

مورچه ها
نقطه به دهان ...

دستانم می لغزد بر
خاموشی شهر

شعله ور می شود
دهانم از فریاد ...

13 سال و 5 ماه و 26 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)