دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شعری از کوروش کیانی..استاد بزرگوارم

1392/01/09 - 13:42
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

کنعان به خواب رفتم و در مصر دیدمت

از کاروان برده فروشان خریدمت



شب های بی شمار از این دست در دمشق

منجر شدی به خوابم و هر شب پریدمت



از دهلی گناه بتت تا عراق شرم

بر گونه های قرمز جیحون چکیدمت



یونان که حمله کرد به چشمان میشی ات

بر اسب زاگرس به سپاهان دویدمت



وقتی برید موی تو را خنجر عرب

در تار و پود قالی کاشان کشیدمت



قوم مغول که میل به چشمان گل کشید

در شیون تغزل حافظ خزیدمت



باد افاغنه که شبی ریشه ی تو کند

همچون گیاه مهر به دندان جویدمت



بانوی روز مادر و شب روسپی، وطن

در پرچمی سه رنگ، به آتش کشیدمت

13 سال و 5 ماه و 26 روز و 4 ساعت و 45 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)