دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سکوت گاهی زنیست با انگشتانِ خسته که آلبوم ها را ورق می‌زند. . .

1392/01/15 - 22:27 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

که زمانی مادرِ زیبای کسی بوده
که زمانی دخترِ زیبای کسی بوده
که زمانی زنِ زیبای کسی بوده
و یک شب
پوست صورتش از نقاب اینهمه دیگر بودن
کهیر زده‌ست،
زنی که لبانش روزی
گواه خوش‌سلیقگیِ دنیا بود
و حالا جای پنج انگشتِ خسته بر غبار آینه‌ها یعنی
در این خانه زنیست،
که از چهرۀ خودش بیزارست

زنی که بیست سال
کلماتش ساکن لب‌های دیگر شدند
و بیست سال
به جای سکوت، بغضی برای شکستن داشت
و بیست سال...


زن
نگاهم کرد،
و من آن چشم‌ها را روزی
بر صورت زنی زیبا دیده بودم
نگاهم کرد،
و پیش از او نیز کوهی خسته می‌شناختم
که هیچ فریادی را پس نمی‌داد
نگاهم کرد،
و از شدت چشم‌هایش باران گرفت

زن
نگاهم کرد
تنها،
نگاهم کرد
و حرفی خسته در دهانش بود،
که اوقاتِ روز را تلخ می‌کرد.


سکوت
گاهی زنیست با انگشتانِ خسته
که آلبوم¬ها را ورق می‌زند
و انگشت می‌کشد
بر لبان دختری، مادری، زنی زیبا
و انگشت می‌گذارد بر سکوتِ لبان زنی دیگر.
.
.
.
لیلا کردبچه

13 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 56 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(5 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)