دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوستی تعریف می کرد: یه روز تو مراسم زیارت عاشورا بودم تو مدرسه. در حال گریه و زاری. که دیدم یه جعبه شیرینی دست به دست میچرخه. به من که رسید منم تو حال معنوی بودم گفتم آقا نمیخورم. یارو گفت بردار. تو همون گریه و زاری گفتم نمیخورم که یهو همه زدن زیر خنده. اونجا بود که دیدم تو جعبه ی شیرینی، مُهر واسه سجده بوده !!!

1392/01/15 - 23:25

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)