دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
واااای پری سا چه قدر مثههه منیییی
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلباورت نمیشه منم تازه یه پست تو مینی ناک زدمُ یک عاشقانه ی آرام رو معرفی کردم! منم اونجا گفتَم که نمیتونم پشت سر هم بخونمش
روز به روز بیشتر میفهمم که تو خودِ خودِ خودِ منی
واااااااااااااااااااااااااااای؛ جِدی ؟!؟؟



13 سال و 5 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبلچه قدر هیجان انگیز ِ ترسناک : ),
خعلی خوبه که هستی
عزیزی :*
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبلمنظورتون کتاب نادر ابراهیمی بود؟ من که وقتی چسبیدم بهش نتونستم ولش کنم. قسمت رفتن به بیمارستان کلی گریه کردم
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبلآره ...از نادر ابراهیمی هستش ..
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبلمن فقط قبل ِ خواب دوست دارم بخونمش .
یه جورایی برای من شاه کتابیه که خوندم

اما من همانم که هستم
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبلدو تا ایده آلمو توش میبینم (البته نه کامل کامل، بلکه خیلی به نظرم نزدیکه)
تصویری که از انسان متصور شده (انسان آرمانی)
و شهر فاضله (اون آدما و اخلاقی که تو آرمان شهرش ساخته)
خـــــــــــــــــــــــعلی دوثش میدآرَم
پاورقی
-----------------
یه وقت نگین اینا رو دروغ میگم. درسته اسم و آواتارم فعلا دستخوش یه سری تغییراته
ماری فک کنم تو یک عاشقانه ی آرام رو نمیگی . چون یک عاشقانه ی آرام که بیمارستان نداش
احتمالا منظورت بار دیگر شهری که دوس داشتم از همین نویسنده نیست ؟ البته من فقط یک عاشقانه ی آرام رو خوندم ولی چیزایی که میگید شبیه اون چیزی هست که در مورد بار دیگر شهری که دوس داشتم شنیدم 
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 37 دقيقه قبلزرشک

13 سال و 5 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبلصفحه 138
انقدر این صحنه انسانی و با شکوه ترسیم شده بود که بی اختیار اشکم جاری شد. البته گریه از شعف و زیبایی انسانی که اون به تصور میکشه
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبلقابلی نداشت، با بخش کشف نشده ای از کتاب آشنا شدین
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 48 دقيقه قبلآها اون قسمت بچه ها رو میگی . واسه بازدید ...
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبلآره ... اون قسمتش خیلی احساسات برانگیز بود . مثلا اون جایی که در مورد اون مردُ صحبت میکرد که پای بچه رو له کرده
تو ذهنم نبود ولی الان که گفتین یه چیزایی یادم اومد
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبلمن کتابمو یه عالمه خط و علامت گذاشتم هر وقت خواستین بگین جملات قصارشو براتون بذارم
آررره منم . همیشه کتاب که میخونَم علامت میزنم
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 33 دقيقه قبلحتما خوشحال میشم بخونَم : ) به نظرم تو این گروه بذار اون جملات رو
یه دونه گذاشتم
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلمن این (وسط) جمله رو خیلی دوست دارم مربوط میشه به "چهل نامه کوتاه به همسرم"
... عصر نفرت انگیز شیئی شدن محبت و عشق...
هر وقت به آدمای مادیگرا و تفکرات اینجوری میرسم که دوست داشتنو تو کادو دادن و هدیه گرفتن میبینن، یاد این جمله میوفتم و به زبون میارمش
جالبه ...
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 22 دقيقه قبلمن که از نادر ابراهیمی همین یک کتاب رو خوندم . بار دیگر شهری که دوس داشتم رو هم دارم اما هنوز نخوندم ...
خیلی تفکرات قشنگی داره
اولین کتاب من، همون چهل نامه بود

13 سال و 5 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبلخیلی خوشم اومد
بعدش عاشقانه رو گرفتم که تبدیل شد به شاید محبوب ترین کتابم
اما این بار دیگر رو، هر کار کردم بخونمش نشد. هنوز تو چند صفحه اول موندم
پس منم چهل نامه رو بخونم 
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلعالیه. منم اگه میخواستم نامه بنویسم به همسرم حتما خیلی جاها فقط حرفای نادر ابراهیمی رو مینوشتم چون خیلی بهتر و عمیق تر از من بیان کرده
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبلنگاهشو به انسان و زندگی دوست دارم
اوهوووم: )
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 50 دقيقه قبل