دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بزارید یه بارم ما روزنوشتمون رو بنویسیم : هیچی مثله بچه آدم صبح اول صبح یه کلی سختی و مشقت بیدار شدیم از خواب .... آخه دیر خوابیدم شب قبلش .... بعد اومدیم بیرون تازه اول صبحی اعصابمون ریخت تو هم از دست ترافیک طهران .... اوووف ..... تارسیدیم سر کار .... ساعت 8/30 ... بعده یخوده وقت گذشتن صبحونه رو سرکار زدیمو ....آخ چه حالی میده صبحونه سرکار بخوری .... ...بعدم کارو و سرکله زدن .... تا ساعت 18 عصر از شرکت زدیم بیرون .... حالا تازه اول بدبختی تکرار شد ..... شام چی بخورم من .... - .... سر راه برگشت یه خورده وسایل گرفتیم ( برای حس کنجکاویتون میگم چی خریدم *مرغ & میوه & ترشی بندری ) ..... با وسایل رفتم پارک محل یه خورده نشستمو.... اومدیم خونه و شام درست کردیمو ... با اون خستگی .... خوردیمو .... ..... بعده رفع خستگی از بابت خوردن .... یه خورده اس بازی با دوست عزیزمون .... آمده ایم دنبالر .... این بود روزنوشت امروز ..... فکر کنم خیلی طولانی شد ...

1392/01/19 - 23:35 در روزنوشت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)