دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قبلاً ها مرا هيچ‌جا جا نگذاشته بودی؟

1392/01/21 - 22:38 در عباس معروفی
8 ديدگاه
آناهیتا

قبلاً ها مرا هيچ‌جا
جا نگذاشته بودی؟
مثلاً نداشتی آب می‌خوردی
ماندم توی ليوان؟
يا نداشتی توتون می‌خريدی
روی ميز فروشنده گم شدم؟
می‌شود مرا هيچ‌جا
جا نگذاری؟


نياويزمت به آينه ماشينم؟
که تاب‌خوران در خيالم
بچرخی
مردم خيال کنند ديوانه‌ام
يا
دارم به ديدار تو می‌آيم؟
نگذارمت توی جيبم؟
که جای امن باشی
از سرما بلرزم
دنبالت بگردم
دست‌هام را بکنم توی جيبم؟
دلم بهانه می‌گيرد.

چشم‌هام را می‌بندم
که خدا فکر کند خوابم
می‌آيم توی بغلت
يا نه
از همان اول می‌آيم.
...
وقتی نگاه کرد
براش زبان در می‌آورم.

نوازش تنت با من!
همه جا را شيار می‌کنم
با سرانگشت
خسته و اميدوار
می‌نشينم بر سنگی که منم
دستی برای پرندگان تکان می‌دهم
و به احترام تو
کلاه از سر برمی‌دارم.
چقدر تنهايی کنار زمين
ياد تو می‌افتم.

من عشق توام
چيز ديگری نيستم
عاشق توام
هيچ چيز ديگری نيستم
نباشی
نيستم.

نه!
تو را با هيچ چيز عوض نمی‌کنم
حتا با زندگی.


اسمارتیزهای آبی را من خوردم
نارنجی‌هاش مال تو
شکلات‌های سبز را من باز کردم
نارنجی‌هاش برای تو
...
دیوارهای سنگی را من خراب کردم
خوبی‌های دنيا
کليدی نارنجی‌ست
و من
پشت درهای چوبی خانه‌ام
به رنگ‌ دستت
نگاه می‌کنم:
سبز يا آبی؟

اينجور خوب است
که عاشقت باشم
يا
جور ديگری لباس بپوشم؟
سبز يا آبی؟
تو بگو.


حالا
همه‌اش کتاب
می‌بينم
تو نيستی
دستم به کتاب نمی‌رود
عشقبازی يادم می‌افتد.

ندارم تمام جاده‌ها را پياده گز می‌کنم
پشت پنجره خوابت بگيرد
دلتنگ می‌شوی
يا کتاب می‌خوانی؟
پرواز هم مثل شنا
به جايی بند نيست
دستم را بگير
تو را ياد بگيرم
بانوی من!


از شانه‌هات شروع کنم برسم به دست‌هات
يا از دست‌هات بروم بالا؟
يک وقت نگاهم نکنی!
دستپاچه می‌شوم
لب‌هات را می‌بوسم.

نوشته‌هات را
بزرگ می‌کنم
می‌چسبانم به آينه
که به جای خودم
تو لبخند بزنی.
من؟
من با صدای نفس کشیدنت هم
عاشقی می کنم
حتا اگر آرام و بی صدا
خودم را بگذارم در دست‌هات
و بروم
حتا وقتی از کنارت رد شوم
برای پرت نشدن حواست
بوی تنت را پُک بزنم...

...
اين سه تا نقطه را برای تو گذاشته‌ام
عشق من!
هميشه اينها نشانه‌ی سانسور نيست،
هزار حرف و تصوير و خاطره
در آن خوابيده
مثل من که وقتی نگاهت کنم
سه نقطه بيش‌تر نمی‌بينم
تو
من
و خدا
که از ديوانگی سر به بيابان گذاشت

13 سال و 5 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبل
آناهیتا

@آلبالو خانومیツ
...
اين سه تا نقطه را برای تو گذاشته‌ام
عشق من!

: * : *

13 سال و 5 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 52 دقيقه قبل
آناهیتا

خواهش عزیزم.اینو خیلی دوسش دارم.دیدم داری شعر های معروفی رو میذاری یاد این افتادم...

13 سال و 5 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 7 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

اوهوووم اینقدر دوس داشتم اینُ که تو وبلاگم گذاشتمش

13 سال و 5 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 25 دقيقه قبل
Mr.SileNce

من عشق توام
چيز ديگری نيستم
عاشق توام
هيچ چيز ديگری نيستم
نباشی
نيستم.

نه!
تو را با هيچ چيز عوض نمی‌کنم
حتا با زندگی...
عالی بود مرسی آنا

13 سال و 5 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)