دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@سارا : ) نروووووووووووووووووووووووووو لا اقل بگو چی شده.....

1392/01/22 - 21:22
1 ديدگاه
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

نبودی
چشم گریان را ببینی
آن قدر باریدم که
ب
ا
ر
ا
ن را ببینی

وَللَـه
که بی تو
شهر،
خود را
حبس مي‌کرد
بهتر!
نبودی
بغضِ طهران را
ببینی

تهران مان،
طهران نشد
بهتر!
نبودی
این راهزن،
این راه بندان را
ببینی

بی‌بی
به چشمان تو دل خوش کرده
!
کافی‌ست
عکس لای قرآن را ببینی

رفتی...
لَقد...
ماندم...
خَلَقنا....
فی کبد را
از بر شدم
تا رنج انسان را ببینی

بی‌بی
خودش مي‌گفت:
قسمت توست
بی‌بی
خودش مي‌گفت:
فنجان را ببینی

از ترکه‌ها
بر پای مي‌نویسی
وقتی که
کابوسِ دبستان را ببینی

آن‌قدر
پشت پنجره ماندم که شاید
یک لحظه
این سوی خیابان را ببینی
راضی
به مرگت مي‌شوی
مانند
وقتی نخواهی
خانِ چوپان را ببینی

وقتی که دیدم
زود سرما مي‌خوری، باز
تقویم را
بستم
زمستان را
نبینی

13 سال و 5 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 35 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)