دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یاد آن روزی که ما هم سایه سر داشتیم / هم چو طفلان دگر ، در خانه داشیم

1392/01/23 - 16:52
1 ديدگاه
motefavet

جدِ ما، پیغمبر از ما چهره پنهان کرد و باز
یادگاری همچو زهرا از پیمبر داشتیم


مادر مظلومه ما نیز رفت از دست ما
مرگ او را کی به این تعجیل باور داشتیم

اندر آن روزی که آتش بر سرای ما زدند
ما در آنجا حال مرغ سوخته پر داشتیم


آمد و رفت از جهان محسن در آن غوغا، دریغ
آرزوی دیدن روی بردار داشتیم

مادر ما، خود زحق می خواست مرگ خویش را
ورنه ما بهرش دعا با دیدۀ تر داشتیم

روزهای آخر عمرش زما رو می گرفت
چون علی، ما هم از این غم دل پراخگر داشتیم

در شب دفنش به ما معلوم شد این طرفه راز
تا ز روی نیلگونش بوسه یی برداشتیم


از کفن دستش بر آمد، جسم ما در برگرفت
جسم او را همچو جان ما نیز در برداشتیم

از فراق روی مادر با پدر هر روز و شب
دو برادر بزم ماتم با دو خواهر داشتیم


با فغان گوید «مؤید» آنچه را «میثم» بگفت
ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم

13 سال و 5 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 52 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)