دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خطاب به یکی

1392/01/26 - 03:37 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
سید احمد ثاراللهی

امشـب آن روشنی روی دل آرای تو نیست ... به کجا رفته ای ای مـــــــــــاه که پیدای تو نیست

زینت محفل و اقبـال که هســـــتی امشب ... که به ســـــر سایه آن زلف سمن سای تو نیست

روشنی بخش شب تار که هستی ای ماه ... که دلت را ســــــــــــــر همراهی با مای تو نیست

به کجا بی خبر از حــال پریشـــــــــان منی ... که دل خون شــــــــــده را تاب شکیبای تو نیست

امشب ای آبه رحمت به که نــازل شده ای ... که شــــــــــــــــدم طایر پرکنده و پروای تو نیست

خلق شــــــــهری همه سودا زده روی تواند ... در سری نیست دراین شهر که سودای تو نیست

حـــــــــــد زیبایی تو وصف نمودن غلط است ... هیچ مارا به خــــــــــــــــــدا جز تو تمنای تو نیست

حسن خوبان جهان حـــــــد و حسابی دارد ... خوبـــی و دلبـــــری و حســـن به معنای تو نیست

خلق خوانند اگر قــــــــــامت زیبای تو ســـرو ... ســـــــــرو در راستی قامــــــــــت زیبای تو نیست

حســـــــن مافوق معمای تو شد مشکل روز ... هیچ راهـــــــــــی ز پــــــــی حل معمای تو نیست

بسکه پـروانه صفت ســـــوخت ز بیداد تو دل ... شمـــــــــــــــــــع در جمع بلای قد بالای تو نیست

تو مـــــگر چشمه خورشید جهانی که به روز ... دیده را طاقت دیــــــــــــــــدار و تماشای تو نیست

غم امروز تو را ای مــــــــــــــه شیرین حرکات ... می خورم لیک چو دانم غــــــــــم فردای تو نیست

عاشقانت همه شــــــــیدای تو الا ... هیچکس چون مــــــــن سودازده رسوای تو نیست

13 سال و 6 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)