دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اجباراً می‌شنیدیم، اراجیف می‌بافتند، چیزی برای اشک ریختن در میان صحبتهایشان پیدا نمی‌شد، اما او را می‌دیدم - میان جمعیت - تنها! و بغض در من بالا می‌رفت، که به سوگ مادر سیاه به تن کرده بود و شاید هیچ‌کس جز او از نبود مادر غمگین نبود ...

1392/01/26 - 23:29 در بی حجاب از روی دیوارها
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(5 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)