دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو به من فرزانگی نیاموختی، فرزانگی نه، که عشق آموختی.

1392/01/27 - 22:54
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تنها به خاطر این لحظه‌هاست که برایت می‌نویسم. می‌خواهم کتابی بنویسم که در نظرت عاری از اندیشه

باشد، و گمان کنی در آن بازتاب شور و شوق خود را می‌بینی.

ای دشت‌های پهناور غرقه در سپیدی سحر، من شما را بسیار دیده‌ام.

و ای دریاچه‌های آبی، در امواج‌تان غوطه‌ها خورده‌ام، و هر نوازش نسیم خندان لبخند بر لبم نشانده است.

این است، آنچه از گفتنش به تو خسته نخواهم شد.

من به تو شور و شوق خواهم آموخت. اگر چیزهای زیباتری می‌شناختم، از آن‌ها با تو سخن می‌گفتم، از

همان‌ها و نه چیز‌های دیگر.

13 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)