دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعد از خوندن این پُست بآ خوندن تک تک کآمنتآ موهای تنم سیخ شدن ... : (

1392/01/28 - 00:42 در مادر...
1 ديدگاه
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]



خدا وقتی یه داغ یا غمی میده صبرِشَم میده ... حتما" ... : )

ولی تصوِرَشَم خیلی سَخته !!! خیلی ...

یه لحظه خُودمو گُذآشتم جآیِ علی ... تها کاری که تونسم بکنم فقط بغض بود و تکون دادن سرم که این فکر از سرم بِره!!!

اینجور وقتا حرفُ تسلیتای کسی آدمُ آروم نمیکنه ... پیش خودش میگه اینا نمیدونن من چی میگم ! حرفاشون شعاره ...

من این حسُ تَقریبا" لمس کردم ... وقتی کلاس چهارم ابتدایی بودم هرشب بافکرِ اینکه فردا مامانمو ندارم میخوابیدم ُ شَبآدور از چشم بقیه گریه میکردم ...

تو اون سن دختر جونشهُ مآمآنش ... : )

خداروشکر مامانم خوب شد ... : )




خدآیآ به حرمتِ پهلوی شکسته ی زهرا هرکی مادر داره واسش حفظ کن هرکیَم نَدآره روحِشُ شآد کُنُ بِهِش صَبر بده ...


13 سال و 5 ماه و 4 روز و 23 ساعت و 13 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)