دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

و من زمانی عاشق باران بوده‌ام! تکیه می‌دادم به آن تابلوی توقف ممنوع ِ احمقانه‌ای که کاشته بودند دقیقا روبرو - وسط در وسط - مغازه! باران که می‌بارید، ساعتها عبور جنبندگان سرگردان و ماشین‌های بی‌جان ُ آلوده را نظاره می‌کردم و گپ می‌زدم با خدا و او فقط شنونده بود، هرچند شنونده‌ی خوبی هم نبود ...

1392/02/02 - 23:34 در بی حجاب از روی دیوارها
1 ديدگاه
نیما صابری

همان بهتر که شنونده ی خوبی نبود ...
این شد که حالا ممنونشم

13 سال و 4 ماه و 28 روز44 ثانيه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)