دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای ... از دل من چه به جا مانده که باز آمده‌ای؟ ... !/ [صائب تبریزی]

1392/02/04 - 12:25 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

در بغل شیشه وُ در دستْ قدح، در برْ چنگ
چشم بد دور که بسیار بساز آمده‌ای!
بگذر از ناز و برون آی ز پیراهنِ شرم
که عجب تنگ در آغوش نیاز آمده‌ای
می بده، می بستان، دست بزن پای بکوب
به خرابات نه از بهر نماز آمده‌ای
آنقدر باش که من از سر جان برخیزم
چون به غمخانه‌ام ای بنده نواز آمده‌ای

چون نفس سوختگان می‌رسی ای باد صبا
می‌توان یافت کزان زلف دراز آمده‌ای
چون نگردد دل صائب ز تماشای تو آب؟
که به رخساره‌ی آیینه گداز آمده‌ای
ای جهانی محو رویت، محو سیمای که‌ای؟
ای تماشاگاه عالم، در تماشای که‌ای؟
عالمی را روی دل در قبله‌ی ابروی توست
تو چنین حیران ابروی دلارای که‌ای؟

شمع و گل چون بلبل و پروانه شیدای تواند
ای بهار زندگی آخر تو شیدای که‌ای؟
چون دل عاشق نداری یک نفس یک‌جا قرار
سر به صحرا داده‌ی زلف چلیپای که‌ای؟

چشم می پوشی ز گلگشت خیابان بهشت
در کمین جلوه‌ی سرو دلارای که‌ای؟
نشکنی از چشمه‌ی کوثر خمار خویش را
از خمار آلودگان جام صهبای که‌ای؟

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 16 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)