دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿ : گيوه ها را كندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌: «من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشيار است‌! نكند اندوهي‌، سر رسد از پس كوه‌. چه كسي پشت درختان است؟ هيچ‌، مي چرخد گاوي در كرد. ظهر تابستان است‌. سايه ها مي دانند، كه چه تابستاني است‌. سايه هايي بي لك‌، گوشه يي روشن و پاك‌، كودكان احساس‌! جاي بازي اين جاست‌. زندگي خالي نيست‌: مهرباني هست‌، سيب هست‌، ايمان هست‌. آري تا شقايق هست‌، زندگي بايد كرد. در دل من چيزي است‌، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي تابم‌، كه دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت‌، بروم تا سر كوه‌. دورها آوايي است‌، كه مرا مي خواند.»

1392/02/06 - 17:55

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)