دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1392/02/07 - 00:35
1 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

شبی تلخ

از میان بودن ها و نبودن ها

از تاریکی های دور دست

صدایی میشنوی

فانوس به دست

آهسته و آرام قدم برمیداری

دنبال صدا میروی بی اختیار

صدای زجه مردیست انگار

نزدیکترمیشوی

زیر نور مهتاب

منشینی و لب به سخن باز میکنی . . .

به گمانت آرامش کردی اما . . .

محو کلامتش کردی

محو خاطراتش کردی

محو کردی سایه ات را زیر نور مهتاب

.

.

.

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 9 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)