دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@H!DeN دانــــم می دانـــی يا نـــه کال انـــد بيـــا نگـــذار يک جفـــت چشـــم کال روی دست هايـــم بمانـــد که تا نديـــدن رسيدنـــت نمی رسنـــد !

1392/02/07 - 16:34
3 ديدگاه
H!DeN

کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـد
هـیـچ واژه ای
روی پـایـش بـنـد نـمـی شـود
راهـش را مـی گـیـرد وُ
تـا دوردست عـطـر تـو
پـروانـه مـی شـود . . .

13 سال و 4 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبل
ﬡᖲᗩᖇᗩ

می توانستم
پرتره ات را دو هزار بار نقاشی کنم
از هر طرف
و رنگ نگاهت را با هر دیوار خانه ات هماهنگ کنم
می توانستم تکرارت کنم آن قدر در شعر
که مرا کنار بزنند این جماعت
و راه بیفتند
تا تو را پیدا کنند
می توانستم حسادتِ تمام مردان شهر را
بر بیانگیزم
و تمام زنان شهر را
حریص کنم
می توانستم
به خدا ثابت کنم
در خراب شده ای که خلق کرده است
به کوری چشم تمام تاریخ
می شود عاشق شد!
دستتان اما
توی یک کاسه بود!
خواب دیدم توطئه کرده اید
خواب زن چپ نبود مگر؟
یکباره به ما که رسید راست شد!؟
که به صبح نکشیده
توطئه تصویب شده بود
و خرابی ام
خشتی تازه
بر خرابی این خراب شده!

13 سال و 4 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)