دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@دریا دلدار روزی هزار بار با تو برخورد می‌کنم و هربار، اسمم را کجا شنیده‌ای؟ و چقدر چهره‌ام برای تو آشناست! تقصیر چشم‌های تو نیست که در نقطه‌های کورِ خانه زندگی می‌کنم و تکرار می‌شوم هر روز شبیه عطر بهار نارنج، روی میز صبحانه شبیه خطوط قهوه‌ای چای ته فنجان‌ها و شبیه زنی در آینه که ابروهایش را بر می‌دارد و فکر می‌کند دنیا در چشم‌های تو تغییر خواهد کرد تقصیر چشم‌های تو نیست می‌دانم این خانه، تاریک‌تر از آن‌ست که چهره‌ام را به خاطر بسپاری و ببینی چگونه بوی مرگ از انگشت‌هایم چکه می‌کند هربار که نمی‌پرسی شعر تازه چه دارم حق با توست پوشیدن پیراهن حریر و آویختن گوشواره‌های مروارید حس شاعرانه نمی‌خواهد و می‌شود آنقدر به نقطه‌های کور زندگی عادت کرد که با عصای سپید، کنار هم راه برویم و با خطوط بریل با هم حرف بزنیم.

1392/02/07 - 20:56

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)