دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@نغمـــــه ی دل می گذرند این روزها نیز، به جبرِ زمان که روزگاری ، تعبیرِ کابوس هایم بود! و اکنون سرنوشتم ! می مُردم از اندیشۀ خالی زتو یا لحظه ای بی یادِ تو اما کُنون رفتی وُ من درمانده ام در کار خویش از بختِ خود من راضی ام زیرا که از بختِ بدم بختِ تو خوش پیدا شده منهم به رسم ِ عاشقی شادم به این ، شادی ِ تو گفتم : برو ، ای آشنا تا برنگشتم از خطا دیگر مبر نامِ مرا منهم نگویم نامِ تو از قلبِ من بگذر ، مگو دیوانه ای بود یارِ تو! خواهم که خندان بینمت دستت به دستِ یارِ نو بر من بخند ، خندیدنت شاید بر آرد کامِ تو . این روزگارِ تیره هم سهم من از دنیا بُوَد خود کرده ام بر خود چنین ! خود کرده را تدبیرنیست !

1392/02/07 - 21:26

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)